تبليغاتX
نظام مشارکت نظام مشارکت
مددیریت پیشرفته جهانی و مدیریت اسلامی و راهکار دستیابی به "اقتصاد احد" (اقتصاد نمونه و پیشرفته)

 

شناخت دوایر حسبه

  از آن لحاظ داراي اهميت فوق العاده است

كه راهكار دستيابي انسان و جامعه بشري

به مدیریت عقلانی و عقلانیت ،  یعنی مدیریت برتر الاهی( احد )

و  رحمت بی کران خداوند

و ثروت بی منتهایش و اقتصاد احد توسط مردم است .

 

دوایر حسبه شناسی

( شورای همیاری ، تعاون و مشارکت مردم )

 

       بحث دوایر حسبه یک بحث بی نهایت با ارزش ، کلیدی واجرایی اسلام است . در واقع دوایر حسبه روش اجرای اصل مقدس امر به معروف و نهی از منکر می باشد . وقتی نظرات علما ، فقها ، فلاسفه اسلامی را در طول تاریخ بررسی می کنیم ، مشاهده می کنیم که در مورد دوایر حسبه نظرات متفاوتی وجود دارد . بعضی ها دامنه کار دوایر حسبه را محدود و برخی گسترده دانسته اند و بعضی دیگر دامنه آن را مانند اصل مقدس امر به معروف و نهی از منکر بی نهایت برشمرده اند .

       دراینجا یک سوال پیش می آید : چرا این اصل بی نهایت مهم ، اثربخش و تحول زای دین اسلام در این 1400 به خوبی شناخته نشده است ؟ ! ؟  و از آن مهمتر چرا این اصل مهم الاهی به طور فراگیر به اجرا در نیامده است و کل بشریت از این نعمت عظما بی بهره مانده است ؟ !

چرا مسلمانان در مورد این موضوع مهم تحقیق جامع نکرده اند ؟ این سوالات باید مورد تحقیق و تفقه قرار گیرد تا دلایل عقب ماندگی جوامع اسلامی کشف شود .

 یکی از این دلایل این است که  ما ، فردی تحقیق کرده ایم در حالی که قرآن کریم ما را بارها دعوت به شور و مشورت و شورا کرده است یعنی

 ما اصل بینهایت مهم شورا را

 که همان جمعی فکر کردن ، جمع شدن عقلها ،

 هم افزایی مغزها و خردها می باشد ،

 نشناخته و در جوامع پیاده نکرده ایم .

 در اینجا این سوال پیش می آید که آیا شورا برای مردم عادی و توده های مردم نازل شده و برای علما ،فقها ، فلاسفه ، عرفا و کلاً نخبگان جامعه نمی باشد ؟ ! ؟ ما مسلمانان باید جهت شناخت هر موضوع به صورت شورایی پیش می رفتیم . وقتی کارها را  به صورت شورایی پیش می بریم ، و فردی اقدام نمی کنیم ، در این صورت فنون و تکنیک های هم افزایی( سینرژی ) مغز و خردها را کشف می کنیم ، یکی از این فنون ، تقسیم کار صحیح در جمع و جمع کردن  سریع کار و نتیجه گیری گروهی است .

 اگر کار تحقیق و تفقه کردن در جوامع گروهی انجام می شد ، ما مسلمانان در بسیاری از موارد  به انحراف کشانیده نمی شدیم و سرعت کشف موضوعات هم صد ها برابر افزایش می یافت .

       دومین موضوع ، شناخت فن و تکنیک برگزاری جلسات

 آزاداندیشی یا طوفان فکری است .

در این جلسات درباره یک مشکل می توان ظرف مدت یک ساعت 100 راه حل پیدا کرد . هم افزایی و سینرژی جلسات آزاداندیشی 10 برابر روش شوراهای معمولی و صد برابر روش فردی فکر کردن است . بنابراین باید در مورد موضوعات مختلف از مغزهای سایر محققان و اندیشمندان هم استفاده می کردیم . اما در اسلام روی سخن خداوند و آیات قرآن به همه مردم است .

قرآن مجید می فرماید همه مردم باید محقق شده و به سوی علم و دانش بروند . ولی عملا می بینیم هر کس به دنبال کار خودش می رود ، کارگر ، کشاورز ، صنعت گر و . . . همه به دنبال کار خود و روزی خویش هستند و به تحقیق و تفقه بها نمی دهند ، در حالی که همین

 تحقیق است که آنها را به رزق و روزی و نعمات

 عالی می رساند .

 پس تحقیق و تفقه در مورد مسائل اسلامی و قرآنی به گردن فقها می افتد . علما و دانشمندان هم سال ها تحقیق می کنند در نتیجه سطح خودشان را با مردم عامی متفاوت می بینند و مردم عامی را مثل کَالانعام ( گاو و گوسفند ) می بینند ، لذا می بینیم همین امر باعث شده که اکثر ایشان به صورت فردی تحقیق کنند .

 در حالی که خداوند با اصل مقدس امر به معروف و نهی از منکر و روش اجرایی آن ، دوایر حسبه تمام مردم را دعوت به تفکر کرده است تا راجع به همه موضاعات فکر کرده به تحقیق و تفقه بپردازند و البته نه با زور و سلطه و دستور ، بلکه داوطلبانه .       

       در زمان صدر اسلام پاداشها و اعطاهایی برای موعظه ها و پیشنهادات مردم در نظر گرفته شده بود تا مردم به امر خیررسانی تشویق و ترغیب شوند . به هر صورت مسئله این است

 که حرکت جوهری اسلام ، حرکت فردی نیست ، بلکه

 حرکتی جمعی است .

از همان اول باید مسائل و مشکلات جامعه با مردم مطرح شود و مردم در مورد آنها فکر کنند و پیشنهاد ارائه دهند . مثلا در مورد شناخت نماز ، که 1400 سال است هر روز به صورت تکراری آن را می خوانیم و در مورد اجزا آن تفکر و تحقیق و تفقه نمی کنیم . تحقیق نکرده ایم تا هدف نماز  را بشناسیم . هدف نماز چیست ؟ ؟ هدف نماز ، طلب رحمت ، نعمت و برکات و سلامتی برای همگان است . در واقع  نماز نشان دهنده راه و روش صحیح زندگی است .

چرا ما مسلمانان نفهمیدیم نماز یعنی : هدایت ،

 مدیریت و رهبری ؟

و در این باره تحقیق و تفقه جامع انجام ندادیم تا روشهای آن را از نظر پیامبران و امامان خصوصاً پیامبر اکرم  ( ص ) و امام علی( ع ) کشف کنیم ؟ اگر این تحقیقات را انجام  می دادیم 1400 سال به انحراف نمی رفتیم و ظلم ها و ستم ها و جنگهای بسیار بر مردم تحمیل نمی شد .

       شناخت امر به معروف و نهی از منکر در قرآن به این

 گونه است که مردم باید امتهای خیرطلب بسازند .

 وجود خداوند خیر مطلق است و انسانها با خیررسانی به خداوند نزدیک می شوند . این امت ها گروههای خیررسان اند . اگر ما بخوهیم جامعه ما الاهی شود باید امت های خیررسان را در تمام سازمانها و نهادها ، دانشگاهها و مدارس تشکیل دهیم . نام دیگر امتهای خیر طلب عرافه می باشد . اعضاء این گروه ها دور هم نشسته و فکر می کنند و برای اصلاح امور جامعه خویش پیشنهاد ارائه می دهند . پس یکی از عیب های اساسی کار ما مسلمانان این است که ما امتهای خیر طلب را در جوامع و دانشگاه ها و مراکز آموزشی خود نساختیم .

      . . . .  روش کار پیامبران این گونه بوده است که

 دوایر حسبه ،

 امتهای خیرطلب ، عرافه ها

و شورای نقبا را

که همه زیربنای همفکری و شورایی و خرد جمعی

 دارند ، درست کرده اند

و هیچ پیامبری به هیچ عنوان ،

 قبل از این که با مردم شور و مشورت کند

 هیچ تصمیم اقتصادی و اجتماعی نگرفته است .

       این آیه و نشانه هدایت قرآن مجید ( سوره آل عمران / آیه 195) است که می فرماید :

 « ( ای پیامبر ) به جهت رحمت و بخشایشی که

 از جانب خدا به تو رسید

برای ایشان ( گریختگان از جنگ احد )

نرم خو شدی ،

 و اگر تو خشن ، سخت دل و سنگدل بودی

قطعاً همه مردم از دور تو پراکنده می شدند

 پس از ( تقصیر ) ایشان درگذر

و برای ایشان آمرزش بطلب

و در مدیریت و رهبری کارها

با آنها شور و مشورت کن

( یعنی تصمیم سازی مشترک انجام شود

و در نهایت وقتی تصمیم  به کاری گرفتی

 بر خدا توکل کن و آن کار را انجام بده

 ( فاذا عزمت فتوکل علی الله ان الله یحب المتوکلین )

 خداوند قطعاً توکل کنندگان را دوست می دارد » .

اساس کار پیامبران بر شورا و پیشنهادگیری از مردم

 بوده است و جهت حل مسائل و مشکلات از مردم

 پیشنهاد می گرفتند ،

مردم در همه تصمیم سازی ها مشارکت قوی داشتند

 ولی تصمیم گیری نهایی با پیامبر بوده است .

همه مدیران و رهبران اسلامی و والیان

 دقیقاً این گونه باید عمل کنند

و به هیچ عنوان حق ندارند

که خلاف این روش عمل نمایند .

 با این روش است که در واقع امانت حکومت به مردم بازگردانده می شود

 و همه تصمیم گیری ها با مشارکت مردم انجام می شود .

 و نتیجه تصمیم گیری نیز مورد قبول همگان بوده

و همه در تحقق آن با جان و دل مشارکت نموده

 و فکرهای ناب جمعی را به عمل تبدیل می کنند . 

       امام علی( ع ) می فرماید : « من استبد براءیه

 هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها » :

 هرکس استبداد رای بورزد هلاک شود

و هر کس با مردم مشورت کند

در عقلهای ایشان شریک گردد .

و باز می فرماید :

« الاستشاره عین الهدایه » :

 شور و مشورت چشم و دیده بان هدایت است .

 ما احادیث بسیاری در مورد شورا و مشورت داریم

ولی معلوم نیست چرا در مورد آنها تحقیق و تفقه جامع صورت نگرفته

و نظامات و ساز و کار های مربوطه کشف نگردیده است ؟ ! ؟

       . . .   مرحله اول تکامل ، بکارگیری عقل و شعور است

و بکار انداختن آن باعث شناخت می شود .

شناخت که زیاد شود باعث ایمان می شود

و با افزایش ایمان یقین حاصل خواهد شد .

 وقتی این روند اتفاق افتاد نباید یقین هایی را که حاصل شده در کتابها و کتابخانه ها نگه داریم ،

 بلکه باید آنها را عملی کرده و از آنها در صحنه اجتماع نتیجه عملی بدست آوریم .

       . . .  در طول تاریخ پادشاهان و فرعون ها

فقط خودشان تصمیم می گرفته اند

 و این امر را هیچ زمان به مردم واگذار نکرده اند .

 و همین امر موجب شده است

 که بیماری کبر و غرور در وجودشان رشد کند

و دیگران را آدم حساب نکنند .

 این تصمیم گیری فردی فرعون به آنجا

 می رسد که در نهایت خود را خدا می بیند

 و می گوید : انا ربکم الاعلی .

 من خدای برتر شما هستم .

همین امر موجب می شود دست به ظلم و ستم و قتل و غارت و کشت و کشتار بزند .

فرعون در زمان حضرت موسی دستور بریدن سر کودکان پسر را می دهد

و این کار صورت می گیرد .

این قدرت ظالمانه فرعون است که به خاطر خوابی که دیده است

و به خاطر حفظ تاج و تخت خود ، کشتاری فجیعانه انجام می دهد که در تاریخ کم نظیر است .

 اما خداوند این چنین قدرت ظالمانه ای به پیامبران خود نداده است .

       قدرت پیامبران ناشی از مشارکت قوی مردم ،

 خیراندیشی های مردم ،

 موعظه های مردم ،

 تعداد کثیر پیشنهادات مردم ،

 سود و صرفه جویی و منافع بیشمار پیشنهادات ،

 عضویت مردم در عرافه ها و امت های خیرطلب و

 خیررسان ،  تشکر و پاداش دهی به ایشان

توسط دوایر حسبه

و در نهایت نظام مدیریت عالی و مردمی و فطری است که بر این مبانی ساخته

 می شود ، می باشد .  . . .                                               

       مسئله مهم و اساسی دیگر ارتباط آیات قرآن با یکدیگر است . نه تنها آیات قرآن با هم ارتباط دارند بلکه تمام پدیده های جهان با هم ارتباط داشته و بر روی هم تاثیر می گذارند . پس بنابراین برای کشف این ارتباطات باید کار گروهی انجام شود . باید از فنون و تکنیک هایی که هم افزایی بسیار زیادی دارند استفاده شود تا شناخت جامعی در مورد قرآن و اسلام و خصوصا مدیریت قرآنی بدست آید . همان مدیریتی که پیامبر اکرم ( ص ) آن را به خوبی به اجرا در آورد .

       دوایر حسبه در زمان پیامبر اکرم ( ص )

ایجاد شده و اصولا نظام دوایر حسبه

اساس اقامه و اجرای اصل مقدس قرآنی

 امر به معروف و نهی از منکر است .

برخی از آقایان گفته اند که این دوایر حسبه در زمان خلفای اموی و یا عباسی بوجود آمده است ! !  برخی نیز گفته اند که این دوایر در زمان عمر یا معاویه ایجاد شده است ! آخر اعراب بادیه نشین چه شناختی داشته اند که بتوانند یک اصل مدیریتی پیشرفته و مترقی مانند این را به اجرا درآورند . اینها حرفهای پوچ و باطلی است که ناشی از عدم شناخت و تحقیقات کامل مدیریتی ، خصوصاً عدم درک نتایج عالی و غیرقابل تصور عملی و کاربردی این دوایر ، زده شده است .

دوایر حسبه جوهر اسلام است ، آن راه نجات بخش

 بشریت است که هزاران سال به دنبال آن بوده است ،

 آب حیات مردم و روش مشارکت همگانی جهت به

 راه  اندازی جنبش بهشت سازی جهانی است .

       این دوایر در زمان پیامبر اکرم ( ص ) ایجاد شده و در زمان ابوبکر ، عمر ، عثمان ، امام علی ( ع ) ، بنی امیه و بنی عباس وجود داشته است . البته برخی از خلفا تغییراتی در شیوه حکومت دادند .

 در زمان معاویه و یزید و بنی امیه و بنی عباس با توجه به این که سبک حکومت از شورایی ، مشارکتی و پیشنهاد دادن به سمت من سالاری و استبدادی سوق پیدا کرده ، نقش و جایگاه دوایر حسبه و عرافه ها نیز تغییر کرده است .

هر چه استبداد غلیظ تر شده در این صورت کاربردهای دیگری برای عرافه ها و دوایر حسبه تحمیل کرده اند و سعی کرده اند از آنها برای سرکوب مردم بهره برداری نمایند . در واقع ظاهر دوایر حفظ شده است ولی باطن آن به صورت دیگری درآمده است .

        در زمان امام حسین ( ع ) مسلم بن عقیل نماینده امام وقتی وارد کربلا می شود ، حاکم کربلا ( عبید الله ) تمام عریفان را جمع نموده و به آنها ابلاغ می کند که باید طرفداران مسلم را معرفی کنند در غیر این صورت در جلوی منزل شان حلق آویز شده و تمام اعضا عرافه شان هم به هلاکت می رسند .

        در اینجا می بینیم که در نظام استبدادی ، یزید می خواهد از عریفان جاسوس بسازد . وقتی که زور و سلطه در کار باشد چهره عرافه ها تغییر پیدا می کند و گروههای دانایی محور( خیرخواهان مردم ، پیشنهاددهندگان خلاق و حلال مسائل و مشکلات مردم ) به جاسوس حکومت تبدیل می شوند .

استبداد ماهیتاً درک و شعور آن را ندارد

که از مردم گروه بسازد

و از گروه ها پیشنهادات عالی و مفید دریافت نماید .

       در دایره المعارف دهخدا در بحث وظایف محتسب می خوانیم : وظیفه محتسب اولا نظارت بر اجرای مقررات دینی و مذهبی و منع از اعمال حرام بود و ثانیا نظارت بر صحت انجام امور راجع به روابط عمومی افراد جامعه و رفع گرفتاری های حال و زندگی ایشان ، از سد معبر و تنگ کردن راهها جلوگیری می کرد و بر پیمانه و وزن و آن چه امروز از وظایف شهرداری هاست نظارت می نمود . این کارها در اصل به عهده قاضی بود ولی آن را شغل مستقلی کردند تا قاضی گرفتار این امور نباشد .

پروین اعتصامی شاعره معروف معاصر در مورد محتسب می فرماید :

محتسب مستی به ره دید و گریبانش گرفت       مست گفت این پیراهن است ، افسار نیست

گفت مستی زان سبب افتان و خیزان می روی  مست گفت جرم راه رفتن نیست ره هموار نیست

گفت  می باید  تو را  تا  خانه  قاضی  برم      گفت رو صبح آی قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت دیناری  بده پنهان و خود را  وارهان       گفت کار شرع  کار درهم  و  دینار  نیست

        در اینجا مشاهده می شود که نقش نظارتی و هدایتی محتسب به نقش پلیسی و یقه گیری تبدیل شده و در نهایت به رشوه گیری منتهی گردیده است .

       در واقع  باید محتسب بررسی می نمود چرا مردم به مستی و بی خبری روی آورده اند

و بر این اساس یک پیشنهاد مفید و اثربخش ارائه می نمود .

 تا علت اصلی شناسایی نشود معلول از بین نخواهد رفت .

با نظام پلیسی فقط شکل جرم تغییر کرده و از ظاهر به پنهان کشانیده می شود .

 در ضمن رشوه گیری محتسب خود نشان از حقوق ناکافی وی

و نظام مدیریت ناعادلانه در جامعه دارد .

نظام مدیریت صحیح و حکومت داری حکیمانه

علت العلل و راه حل بنیانی جهت حل همه مسائل و مشکلات مردم و جامعه است .

استاد مطهری در هفته آخر عمر با برکتش

 پیشنهاد تشکیل یک دایره حسبه را می دهد ؟ ؟

اندیشه های اصلاحی استاد مطهری

استاد مطهری معتقد است که

طرز تفکر مسلمین درباره اسلام آسیب دیده است

و تا زمانی که طرز تفکر خود را درباره اسلام اصلاح نکنیم

هیچگونه اصلاحی در جامعه صورت نخواهد گرفت .

طرز تفکر ما درباره مفاهیم اسلامی

آنقدر تغییر کرده که گاهی وارونه شده است

و اسلام را

 به مانند کسی که پوستین وارونه پوشیده باشد

جلوه داده ایم .

تحریفات در مورد زهد ، تقوا ، تقیه ، انتظار فرج ، شفاعت ، قضا و قدر و غیره

و خصوصا تحریفات در واقعه تاریخی کربلا ،

چهره واقعی این حادثه عظیم را مخدوش ساخته و

     هدف آن امام همام

یعنی (( احیای اصل مقدس امر به معروف

و نهی از منکر)) و (( اصلاح دین  جدم )) 

در پس این تحریفات و عزاداری ها گم شده است .

 

 

+ نوشته شده در  بیست و سوم شهریور 1390ساعت   توسط فریور باتمان قلیچ | 
 

سوالات اساسی

در مورد دوایر حسبه شناسی

و نقش مهم آنها در مدیریت و اقتصاد اسلامی

 

1-      آيا ارزش و جایگاه دوایر حسبه

در جوامع اسلامی شناخته شده است ؟

2-      آيا ایجاد دوایر حسبه راهکار عملی

اجرای اصل مقدس امر به معروف و نهی از منکر

 و اساس هدایت ، رهبری و مدیریت الاهی

و زیر بنای حکمت اسلامی نمی باشد ؟

3-      آیا خداوند راهي براي رسیدن بشر به 

 امت مقتصده ( جامعه اقتصاددان اسلامی )

و امت واحده ( جامعه ملت هاي متحد جهان )

 ارائه نداده است ؟

 آيا ایجاد دوایر حسبه یک راهکار علمي و عملی برای این امر نمی باشد ؟

4-      آيا ایجاد دوایر حسبه یک راهکار علمي ( علت و معلولی ) و عملی مترقی

جهت ساختن یک جامعه پیشرفته و توسعه یافته ،

با مشارکت همگانی مردم می باشد ؟

5-      آيا ایجاد دوایر حسبه

راهکار عملی بهره برداری عالی

از گنجینه های مغز های مردم

 و بنا به فرمایش امام علی( ع ) در خطبه یک نهج البلاغه

 « دفائن العقول » نمی باشد ؟

6-       آيا ایجاد دوایر حسبه راهکاری علمی و عملی برای

احیای مکتب اقتصاد اسلامی ،

بر اساس قسط

( برابري و  برادری و عدالت اقتصادي و اجتماعي )

 نمی باشد ؟

7-      آيا ایجاد دوایر حسبه راهکاری عملی برای

 ریشه کن سازی اختلاف طبقاتی

 و از بین بردن فاصله های عمیق

اقتصادي و اجتماعی در جوامع  نمی باشد ؟

8-      آيا ایجاد دوایر حسبه راهکار عملی اسلام جهت

 پاسخگویی به همه نیازهای اقتصادی

و اجتماعی بشر می باشد ؟

9-      آيا تا كنون در اين 1400 سال گذشته دوایر حسبه

در جايي از دنيا و یا جهان اسلام ایجاد گردیده است ؟

و نتایج عالی آن مشاهده شده است ؟

10-   آيا خداوند كه غني( ثروتمند ) و صمد ( بي نياز ) است ،

 ایجاد دوایر حسبه را

راهکاری عملی برای دستيابي بشر

 به رحمت بی کران و ثروت بی منتهایش قرار نداده است ؟

11-   آيا ایجاد دوایر حسبه

اساسی ترین وجه تمایز اقتصاد اسلامي

 با ساير مكاتب اقتصادي سرمايه داري و كمونيستي نيست ؟

 آيا این دوایر نیستند که عقل و عقلانیت را به جای مالکیت گذاشته ،

عامل توزیع عادلانه ثروت و نابود کننده اختلاف طبقاتي می باشند ؟

 

 

+ نوشته شده در  بیست و سوم شهریور 1390ساعت   توسط فریور باتمان قلیچ | 

( بقره / 285 ) : « آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ

وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ

 لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ

(( پيامبر به آنچه خدا بر او نازل كرد ايمان آورده

و مؤمنان نيز همه به خدا و ملائکه ( قوانین ، ماموران قوانین )

 و كتب و پيغمبران خدا ايمان آوردند

  و ( گفتند ) ما ميان هيچ يك از پيغمبران خدا فرق نمى‏گذاريم )) .

 

ملائکه شناسی

                    بحث ملائکه شناسی یکی از بحث های بسیار مهم  قرآن مجید و دین  اسلام است که متاسفانه به آن توجه علمی لازم نگردیده است . برای  شناخت دین خداوند لازم است که ملائکه را خوب بشناسیم . در قرآن بر هر انسان تاکید شده است که اول باید به خدا ایمان بیاورند ، بعد به ملائکه ، بعد به کتابهای آسمانی و سپس به پیامبران الهی و روز آخرت . پس لازم است که همه مسلمانان یک شناخت علمی جامع و کامل از ملائکه بدست آورند . بدین منظور بهترین راه آن است که اول به قرآن مجید مراجعه کنیم تا با گفتار خداوند در این باره آشنا شویم :

       خداوند در قرآن مجید می فرماید : کسانی که دشمن خدا و ملائکه و رسولان او و جبرئیل و میکائیل اند کافر اند و باید بدانند که خدا هم دشمن کافران است ( سوره بقره / آیه 98 ) . حال در اینجا باید بدانیم کافر کیست و به چه معناست ؟ کافر از ریشه کَفَرَ بوده و به معنای کسی است که حق را می پوشاند . پس می بینیم برای این که هر انسان کافر نباشد باید حق را آشکار کند . بدین منظور اول باید تحقیق و تفقه کرد و حق را شناخته و کشف نمود . بنابراین هر انسان باید محقق باشد . بر این اساس هر مسلمان باید محقق باشد . جامعه اسلامی نیز جامعه ای است محقق . و هیچ مسلمانی نمی تواند محقق نباشد . با تحقیق است که شناخت صحیح بدست می آید و با تحقیق و تفقه است که شناخت انسان کامل گردیده و انسان به حقایق و واقعیات ایمان می آورد یعنی مومن می شود .       

       در اسلام اساس کار بر ایمان است و روی سخن قرآن مجید در بیشتر آیات به کسانی است که ایمان آورده اند . ایمان تبلور شناخت است . بنا بر این ما باید در مورد ملائکه تحقیق کرده و آنها را بشناسیم . در قرآن مجید اصل و قانونی وجود دارد به نام   « سمیتوموها : اسم گذاری بی مسما » . زندگی ما پر است از اسم گذاری های بی مسما و بی خردانه که هیچ پایه علمی ندارند و ما را به گمراهی کشانیده و وضعیت کنونی بشر را پدید آورده اند که در جای خود در این باره بحث خواهیم کرد . یکی از آن موارد بسیار مهم ملائکه شناسی است . این شناختی که تا کنون مسلمانان از ملائکه بدست آورده اند شناختی قرآنی ، علمی و واقع گرایانه نمی باشد .

       حضرت علی ( ع ) در نهج البلاغه در مورد ملائکه می فرماید که بعضی از ملائکه در حال رکوع اند و بعضی در حال سجود و الی الابد در همین حال خواهند ماند . و همچنین می فرماید : تمام آسمان ها و زمین پر از ملائکه است . حتی در جاهایی که هیچ جرمی وجود ندارد باز هم ملائک وجود دارند . در اینجا صحبت از کائنات ، آسمانها و زمین و کهکشانها ست . با دقت در این  زمینه پی می بریم که ملائکه قوانین الاهی هستند که در همه جا ، در آسمانها و زمین ، در کهکشانها ، در دل ذرات ریز ، مولکولها ، اتم ها ، ذرات بنیادی و حتی در جاهایی از آسمان که هیچ ذره ای وجود ندارد ، آنها وجود دارند . در ضمن ملائکه انواع مختلف دارند و ما برای آن که شناخت درست و عمیقی از خدا داشته باشیم باید شناخت صحیحی در مورد ملائکه بدست آوریم . همچنین ملائک با اجازه خداوند دست به دست هم می دهند و ملک های بزرگ تر پدید می آورند . ما اگر بخواهیم شناخت عمیقی در مورد ملائک داشته باشیم باید به کتابهای آسمانی رجوع کنیم . کتابهای آسمانی بیان کننده قوانین الاهی یعنی همان ملائکه اند . در ضمن لازم است به کتاب اصلی خداوند یعنی خود آسمانها و زمین هم مراجعه کرده به  مطالعه علمی و تحقیق و تفقه در باره قوانین آنها بپردازیم  .

       همه رسولان و پیامبرانی هم که آمده اند برای معرفی ملائک و کتابهای آسمانی بوده است تا ما انسان ها بتوانیم شناخت کامل و جامعی در مورد جهان آفرینش و تمام قوانین آن و خود خداوند بدست آوریم و به درجه ای از عقل و شعور و علم و دانش برسیم که خلیفه و جانشین خداوند بر روی زمین گردیده و بعد کل کائنات را به تسخیر خود در آوریم . جبرئیل ، مکائیل و  همه فرشته های دیگر همه قوانینی هستند که فقط به فرمان خداوند عمل می کنند و زمانی به فرمان انسان در می آیند که انسان همه ملائک ( قوانین ) را به خوبی بشناسد و به عقل کل تبدیل شود .

       بحث مهمی که در این جا پیش می آید این است که چرا برخی از ما مسلمانان بین دین و علوم طبیعی جدایی انداخته ایم . یعنی چیزی که جزء علوم طبیعی باشد را جزء دین نمی دانیم . در حالی که شناخت ملائکه ، شناخت همه قوانین آفرینش است ، چه دنیا و چه آخرت ، چه جز علوم طبیعی باشد و چه ماورا الطبیعه . چه علوم انسانی و چه زیست شناسی ، زمین شناسی و کیهان شناسی . خلاصه انسان شناسی ، جامعه شناسی ، مردم شناسی ، اقتصاد ، فرهنگ ، سیاست و مدیریت همه ملائکه و قوانین خاص خود را دارند و همه جزء دین می باشند و این یکی از بزرگترین اشتباهات مسلمانان در طول تاریخ بوده است که علوم طبیعی را رها ساخته اند ، در حالی که در اوائل این چنین نبوده است .

       خداوند در قرآن علیم می فرماید : پیامبر به آنچه که خدا بر او نازل کرد ، ایمان آورده است و مومنان نیز همه به خدا و ملائکه و کتابهای آسمانی و پیامبران خدا ایمان دارند و هیچ فرقی بین پیامبران نمی گذارند . ما فرمان خدا را شنیدیم و اطاعت کردیم  ( سوره بقره / آیه 285 ) . ملائکه فرمان خدا هستند و فرمان خدا قطعا اطاعت کردنی است و ما باید آنها را بپذیریم و پیروی کنیم . همین شناخت ملائکه و پیروی آگاهانه از قوانین خدا موجب آن می شود که ما از افتادن به گمراهی و ضلالت و گناهان خودداری کنیم و با بدست آوردن شناخت صحیح گناهانمان آمرزیده شود . بنابراین ما می دانیم که این شناخت ملائکه و قوانین خداوند است که ما را از گمراهی و ضلالت و تاریکی نجات داده و به روشنایی می رساند و با رعایت و پیروی کردن از آنهاست که ما راه پیامبران الاهی را پیموده و این گونه است که همه با هم به سوی خدا خواهیم رفت .

       خداوند می فرماید : ای کسانی که ایمان آورده اید باز هم ایمان بیاورید ( نساء / 136 ) . ایمان در اسلام بر اساس شناخت است و هر چه شناخت مان بیشتر شود ، ایمان مان هم بیشتر خواهد شد . ایمان بدون شناخت ایمان کورکورانه است و قرآن علیم می فرماید : ایمان زبانی انسان را به کفر می کشاند . پس ما باید پیوسته شناخت مان را در مورد خداوند بیشتر و بیشتر کنیم تا ایمان مان هم به او بیشتر شود و بعد به رسولانش و سپس کتابهایی که به پیامبر و همچنین به پیامبران قبلی فرستاده شده است . و می فرماید : کسی که به خداوند ، ملائک ، کتابها ، رسولان و روز آخرت کفر بورزد ، یعنی حق را کشف و آشکار نکند ، در این زمینه ها تحقیق جامع نکند ، شناخت کامل پیدا نکند ، قطعا به تاریکی ، ضلالت و گمراهی شدید دچار می شود  و ضلالتی که دور از حق و حقیقت و هدایت است و به نابودی کشیده می شود .

       قرآن مجید می فرماید : خداوند کسی است که بر شما صلات و صلوات و درود می فرستد ( احزاب / 43 ) . صلات به معنای رحمت ، نعمت و برکات و سلامتی است و نماز هم برای همین امر است . خداوند می خواهد که رحمت خود را از طریق صلات ( نماز ) شامل حال ما کند و همچنین ملائکه او هم می خواهند رحمت و نعمت را شامل حال ما کنند و ما با شناخت صحیح ملائکه ( قوانین ) قطعاً از گمراهی ها نجات یافته ، به سوی نور و روشنایی هدایت خواهیم شد . شناخت ملائکه وسیله شناخت حق و حقیقت است . و در نهایت هم می فرماید : خداوند به مومنان رحیم ( مهربان ) است . همه این شناختها را هم که ما می خواهیم بدست آوریم به جهت آن است که از گمراهی و ضلالت رهایی یابیم و به سوی نور ، روشنایی ، آگاهی ، علم و دانش برویم و این بخاطر این است که خداوند می خواهد از این طریق رحمت خود را شامل حال ما کند و از همین طریق نیز باید بفهمیم که خداوند بینهایت رحیم و مهربان است .

       قرآن مجید دوباره می فرماید : قطعا خداوند و ملائکه اش رحمت و برکات و سلامتی را شامل حال نبی اش می کنند ، ای کسانی که ایمان آورده اید ،  شما هم صلوات بفرستید ( احزاب / 56 ) . صلات و صلوات یعنی طلب رحمت و نعمت و برکات . از این طریق است که سلامتی کامل ( سلامتی جسمی ، روحی ، فکری ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی ، آموزشی ، پرورشی ، بهداشتی ، پژوهشی ، صنعتی ، کشاورزی و . . . ) و از همه مهمتر سلامتی در هدایت و مدیریت را بدست می آورید .

       خداوند در قرآن ( سوره اسراء / آیه 95 ) بحث مهم دیگری را در مورد ملانکه مطرح می فرماید : ای پیامبر بگو اگر ملائکه در زمین ساکن بودند ( که هستند ) باز هم مجبور بودیم که فرشته ای رسول بفرستیم . یعنی ملائکه ( فرشتگان ، قوانین ) رسولان خداوند اند . آسمانها و زمین پر از ملائکه ( قوانین ) است که همه در ارتباط با یکدیگرند و همیشه آنها بر هم تاثیر می گذارند . در اینجا خداوند به تشریح ملائکه ( قوانین ) و ارتباط آنها پرداخته است .

       خداوند در قرآن ( سوره مومنون / آیه 24 ) می فرماید : ملاء ( اشراف ، چشم پرکن های جامعه ) که کافر شدند در پاسخ نوح به مردم گفتند که این شخصی است مثل ما و بشر است و می خواهد بر شما برتری پیدا کند و اگر خدا می خواست رسولی برای بشر بفرستد حتما از جنس ملائکه می فرستاد و ما این سخنان را که این شخص می گوید از پدرانمان نشنیده ایم . ملاء ( اشراف ، پولدار های برتری طلب ) همیشه در طول تاریخ به دین خداوند کافر شده و با پیامبران و دین الاهی درستیز بوده اند . نوح یک پیامبرالاهی است که از جنس بشر بوده و همچون پیامبران دیگر به هیچ عنوان قصد برتری طلبی بر مردم را در هیچ زمینه ای ندارد . اینها بیان قوانین الاهی است که قرآن به تشریح آنها پرداخته است . 

        خداوند در قرآن ( سوره فصلت / آیه 14 ) به تشریح قانون دیگری می پردازد و      می فرماید : هم رسولانی که پیش از این فرستاده شده اند و هم این رسولان همه و همه یک کلام گفته اند که بجز الله کسی دیگر را نپرستید و کافران ( حق پوشان کسانی که اهل تحقیق نبودند ) گفتند اگر پروردگار ما می خواست ، فرشته ای به عنوان رسول می فرستاد به همین دلیل ما به آنچه که شما بدان فرستاده شده اید ، کافریم . یعنی حرفهای رسول را نمی پذیریم . ما می دانیم که پیامبران آمده اند تا کتابهای آسمانی را به ما معرفی کنند تا ما شناخت کاملی درباره کتابهای آسمانی بدست آوریم . کتابهای آسمانی هم بیان ملائکه و قوانین هستند تا ما را به سعادت و نیکبختی برسانند و با شناخت ملائک و کتابهای آسمانی و پیامبران ما به شناخت کامل خداوند خواهیم رسید . پرستش خداوند هم اولین و برترین ملائکه و قوانین است که راه سعادت بشر را به وی نشان می دهد . خداوند عقل مطلق است و بشر فقط و فقط با عقلانیت و شناخت ملائکه ( قوانین ) است که به رحمت بی کران و نعمات و برکات و سعادت ابدی دست می یابد .

        خداوند در قرآن ( سوره زخرف / آیه 60 ) پرده از راز دیگری بر می دارد و می فرماید : اگر ما بخواهیم می توانیم شما را نابود کنیم و به جای شما در زمین ملائکه را قرار دهیم که نسل در نسل جای یکدیگر را بگیرند . هر انسان آگاهی می داند که خداوند قطعاً قادر مطلق است و می تواند تمام انسانها را نابود سازد پس چرا در این آیه چنین چیزی را مطرح فرموده است ؟ ! در اینجا خداوند ذهن بشر را به دوران هایی از زمین شناسی می کشاند  که انسانی وجود نداشته است . ما می دانیم که قبل از آن که تکاملی صورت بگیرد و انسان بوجود آید ملائکه ( قوانین ) وجود داشته اند و بعد از این که انسان هم از بین برود باز هم قوانین در آسمانها و زمین و کهکشان ها وجود خواهند داشت .

        خداوند در ( سوره تحریم / آیه 6 ) از ملائکه غلاظ و شداد نام می برد و می فرماید این ملائکه هیچگاه بر خداوند عصیان نمی کنند و دستورات خداوند را به طور کامل اجرا کرده و به هیچ عنوان نافرمانی نمی کنند بلکه هر چه را خدا می گوید عمل می کنند . خداوند می فرماید : ای کسانی که ایمان آورده اید ، خودتان و اهل و عیالتان و همشهریان تان را از آتشی که آتش گیرانه اش مردم و سنگ است حفظ کنید ، آتشی که فرشتگان غلاظ و شداد موکل بر آنند . در اینجا پیداست که آتش ( جهنم ) هم تحت نظر ملائکه و براساس ( قوانین ) برپا می شود .

        خداوند در ( سوره مدثر / آیه 31 ) می فرماید : و خازنان آتش را جز ملائک قرار نداده ایم و عدد آنها را جز به منظور آزمایش کفار نیاوردیم تا کسانی که اهل کتاب اند ، ایمان آورده و یقین برسند و آنهایی که اهل ایمان اند ، ایمان شان بیشتر شود و اهل کتاب و مومنین برای شان شکی باقی نماند و آنهایی که در قلبها ( مغزهایشان ) مرض است ، بیماردل هستند و فکرهای مغشوش دارند و همچنین کفار ، بگویند منظور خدا از این توصیف چیست ؟ یعنی نمی توانند بفهمند که منظور خدا از این توصیف چه می باشد . یعنی اگر ما هم نفهمیم جزء آن کفار قرار می گیریم . لذا باید تحقیق و تفقه کنیم و هم ملائکه ( قوانین ) را بشناسیم ، هم اصحاب النار ( یاری رسانان آتش و جهنم سازی ) را بشناسیم و هم عدد ملائکه را بشناسیم .

       و می فرماید : این چنین است که خدا هر که را بخواهد گمراه می کند و هر که را بخواهد هدایت می کند . یعنی اگر ما حق طلب باشیم و تحقیق کنیم جزء کسانی قرار می گیریم که خداوند می خواهد هدایت کند ، چرا که خدا حق برتر و عقل مطلق است و اگر ما عقل مان را بکار اندازیم جزء هدایت شدگان قرار می گیریم و در غیر این صورت جزء گمراهان خواهیم شد . و می فرماید : عدد لشگریان ( جنود ) پروردگار تو را کسی جز خود او نمی داند . یعنی ملائکه ( قوانین ) لشکریان خدا هستند و این جز برای تذکر و یادآوری بشر نیست . پس بشر باید پیوسته به خود تذکر دهد ، یادآوری کند ، تحقیق و تفقه کند ، علم و دانش خود را بیشتر کند تا ملائکه ( قوانین ) را به خوبی بشناسد .

 

جمع بندی :

       در یک جمع بندی کلی می توان گفت : خداوند دشمن کافران است . کافران هم کسانی هستند که حق طلب نیستند و یا حق را می پوشانند ، تحقیق نمی کنند و در واقع حق را آشکار نمی کنند . ولی مومنان حق طلب اند ، محقق اند ، تحقیق کرده و حق را آشکار می کنند . تحقیق راهکار شناخت ملائکه ( قوانین ) است ، قوانین طبیعی ، اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، سیاسی و به ویژه مدیریتی . پس مومن کسی است که به دنبال کشف ملائکه ( قوانین ) می رود ، تحقیق می کند و ملائکه شناسی در هر زمینه ای را در راس کار های خود قرار می دهد . کتابهای الاهی برای بیان قوانین اند و ملائک را به ما معرفی می کنند . وقتی ملائکه را بشناسیم از گمراهی ها نجات یافته ، گناهانمان آمرزیده شده و به راه راست هدایت می شویم . در واقع راه راست ، هدایت ، مدیریت و رهبری مهمترین مسئله است و شناخت ملائکه ( قوانین ) بشر را هدایت کرده و از ضلالت وگمراهی نجات می دهد . همه رسولان گفته اند که بجز الله را نپرستید . یعنی لااله الا الله مهمترین و عالی ترین قانون مدیریتی و برترین قانون شناخت ملائک است . چون این قانون اصلی و مادر ما را هدایت می کند که اله ها و خدایان باطل شناخته و آنها را نپرستیم  ، آنها را نپذیریم ، از آنها پیروی نکنیم . انسانها به دلیل جهل خود پیوسته خدایان باطلی برای خودشان می سازند . امروز در جهان پر از الاهه های باطل و دروغین است که باید همه آنها را بشناسیم و خدای واقعی را که عقل مطلق و عشق مطلق است را به جای آنها بنشانیم .

       خداوند می خواهد بگوید که این جهان آفرینش همه با ملائکه و قوانین ساخته شده است . حتی آتش هم با قوانین ساخته شده و همچنین خازن های آتش جهنم را هم ملائکه نگه می دارند . در جهان ملائکه غلاظ و شداد داریم که بر آتش موکل اند که هرگز نافرمانی خدا را نمی کنند و بدون کم و کاست مجری فرامین خدا هستند . تمام آتش های سوزنده ، ناگواری ها ، بیماری ها ، و هر چیز سوزنده ای که به جان  و مال ما می افتد ، و زندگی ما را بر باد می دهند ، همه ناشی از قوانین خاص خود می باشند . در اینجا می فهمیم همه قوانینی که وجود دارد چه قوانین طبیعت : فیزیک ، شیمی و ریاضی ، قوانین وجودی انسان ، قوانین روحی و روانی و روانشناسی و . . . و چه قوانین اجتماعی ، اقتصادی ، سیاسی و . . . همگی ملائکه و قوانین الاهی اند و همه آنها باید توسط انسان مورد تحقیق قرار گرفته ، کشف شوند .  مثلا در کتاب اقتصاد احد و جنبش بهشت سازی جهانی قوانین و ملائکی را در زمینه اقتصاد کشف کردیم که موجب به راه اندازی جنبش بهشت سازی جهانی می گردید . شناخت این قوانین قطعا جوامع بشری را از گمراهی آشکار نجات می دهد و اگر تحقیقات نکنیم و دنبال شناخت قوانین الاهی اقتصاد نرویم قطعاً بشر برده سرمایه داران و ملاء و مترفان عالم به ویژه غربی خواهد ماند  .   

                                                        این مطالب از کتاب هدایت مدیریت و رهبری الاهی پیامبر اکرم (ص ) و امام علی ( ع ) نوشته فریور باتمانقلیچ سال 1389 برگزیده شده است و برای استفاده همگان می باشد . و من الله التوفیق

 

+ نوشته شده در  هجدهم تیر 1390ساعت   توسط فریور باتمان قلیچ | 

سوالات اساسی در مورد ملائکه شناسی

 1-       ملائکه چیست و وظیفه آنها کدام است ؟

2-      آیا شناخت ملائکه کمکی به شناخت خداوند می نماید ؟

3-      دشمنان خداوند و ملائکه و رسولانش ، کافران( حق پوشان ) اند یعنی چه ؟ خداوند دشمن کافران است به چه معنایی است ؟

4-      آیا فرق اساسی مومنان و کافران در شناخت حق و آشکارسازی آن و یا عدم شناخت حق و حق پوشی می باشد ؟ آیا منظور قرآن مجید از حق شناسی ، تحقیق و تفقه همه محققان و دانشمندان می باشد ؟

5-      آیا شناخت خداوند و ملائکه و کتابهای ( آسمانی ) و رسولان و آخرت ربطی به شناخت حق و حقیقت و حقایق جهان آفرینش دارد ؟

6-       چرا شناخت ملائکه و ایمان به ایشان موجب آمرزش گناهان ما می شود ؟ آیا امروز بشر اساس مدیریت جوامع خود را بر شناخت و ایمان به ملائکه گذاشته است ؟

7-      چرا کسانی که به ملائکه ایمان نیاورند به گمراهی و ضلالت بعید دچار می شوند ؟

8-      آیا امروز در جوامع اسلامی تحقیق کامل در مورد ملائکه انجام شده و همین امر موجب نجات مسلمانان از ظلمت ها و هدایت ایشان به سوی نور گردیده است ؟

9-      خداوند و ملائکه بر نبی اکرم صلات و صلوات می فرستند به چه معنایی است ؟ آیا این امر به معنای آن نیست که رحمت و نعمت و برکات فراوان و سلامت و امنیت عالی نصیب مومنان می گردد ؟ آیا امروز آن رحمت و نعمت شامل حال ما مسلمانان شده است ؟

10-    چرا ملاء ( اشراف ، چشم پر کن های قوم ) همیشه اعتراض می کنند که چرا فرستادگان خدا  از جنس بشر هستند و از ملائکه آسمانی نمی باشند ؟

11-    رسولان در طول تاریخ همه با یک هدف آمدند و آن پرستش خدا ( و لا غیر ) به چه معنایی است ؟ آیا بشر توانسته است به این هدف ، شناخت ملائکه و قانون( لا اله الا الله ) دست یابد ؟ پرستش خدا یعنی چه ؟

+ نوشته شده در  هجدهم تیر 1390ساعت   توسط فریور باتمان قلیچ | 
 

ملائکه ( قوانین ) قسط شناسی :  با استفاده از آیات قرآن مجید

1-   نوشتن وام : ای كسانى كه ايمان آورده‏ايد هر گاه به يكديگر وامى تا مدت معينى داديد آن را بنويسيد . این نشانه ایمان شماست .

2-  استفاده از یک کاتب جهت نوشتن وام : نويسنده‏اى در بين شما آن ( وام ) را به درستى و عادلانه بنويسد ، و هيچ نويسنده‏اى نبايد از آنچه خدايش آموخته دريغ كند ( فقط حق را باید بنویسد نه کم و نه زیاد ) .

3-    تقوا در نگارش وام : وام را حتما بنويسيد و بايد كسى كه حق به عهده او است و بدهكار است ، املا كند ( نه طلبكار ) ، و بايد تقوا و خودنگهداری الاهی و پروردگارش را داشته باشد و چيزى كم نكند .

4-    اگر بدهكار وام سفيه و يا ديوانه است ، و نمى‏تواند بنويسد ولی ( دوستار ، سرپرستش ) به درستى و عدل آن را بنويسد .

5-    دو گواه از مردان و آشنايان را ( برای آن وام ) به گواهى و شهادت بگيريد و اگر به دو مرد دسترسى نبود ، يك مرد و دو زن از گواهانى كه خود شما ديانت و تقواي شان را مى‏پسنديد گواهی دهند ، تا اگر يكى از آن دو يادش رفت ديگرى به ياد او بياورد .

6-    گواهان هر وقت به گواهى دعوت شدند نبايد امتناع ورزند .

7-    از نوشتن وام چه به مدت اندك و چه بسيار، ملول نشويد ، كه اين نزد خدا درست‏تر و براى گواهى دادن استوارتر و براى ترديد نكردن شما مناسب‏تر است .

8-    اگر  تجارت و معامله نقدی باشد ، كه ما بين خودتان انجام مى‏دهيد نوشتن و گواه گرفتن لازم نمی باشد .

9-    اگر در تجارت و معامله‏اى گواه گيريد ، نبايد به نويسنده و گواه ( شاهد ) زيان برسانيد ، و اگر رسانديد ، ضررى به خودتان رسانده اید .

10-  تقوا و خودنگهداری الاهی داشته باشید ، خدا شما را تعليم مى‏دهد ، او به همه چيز دانا است .

11-   خدا خود شاهد است بر اين كه معبودى جز او نيست .

12-  ملائكه و صاحبان علم ( علما ، دانشمندان ) نيز به يگانگى او و اين كه او همواره

به قسط و عدل قيام دارد ، و معبودى جز او كه عزيز و حكيم است وجود ندارد ،

شهادت مى‏دهند .

13-  کسانی که پیامبران و برپا کنندگان قسط ، عدالت ، مساوات ، برابری و برادری در

 جوامع را می کشند به عذاب و شکنجه دردناک دچار می شوند .

14-   رعایت قسط و عدالت در بین زنان خود الزامی است . کسی که نمی تواند قسط را رعایت کند پس به یک زن باید اکتفاء کند .

15-   زمام امر فتوا و احكام به دست خدا است . رعایت قسط و عدل و انجام اعمال خیر در باره ارث زنان ، دختران پدر مرده و ازدواج با آنان ، یتیمان و کودکان عقب مانده بر اساس فتوای الاهی باید انجام پذیرد .

16-    ایمان آوردن به این است که

 قسط ( عدالت ، مساوات ، برابری و برادری ) را بپا دارید .

و بر طبق رضای خدا گواهی و شهادت دهید ،

هر چند كه به ضرر خودتان و يا پدر و مادرتان و خويشاوندانتان باشد .

17-   ثروت توانگر ، و دلسوزى در حق فقير نباید شما را وادار سازد به اين كه بر خلاف حق شهادت دهيد . زیرا خدا از شما به آنها مهربان تر است .

18-   شهادت به ناحق ( از روی دلسوزی برای فقرا و یا به طمع ثروت اغنیا ) ، تحریف شهادت ، امتناء از شهادت پیروی از هواها ( هوا و هوس ، پوچی ) است .

19-   به خاطر خدا قسط را بپا دارید و از شهادت دادن با انگیزه دشمنی خودداری کنید .

20-   دشمنى با اشخاص و اقوام شما را به انحراف از حق می كشاند .

21-   قسط و عدالت انسان را از دشمنی با اشخاص و اقوام باز می دارد و با تقوا و خودنکهدار می سازد .

22-   حکم کردن ( قضاوت ، حکومت ) در بین مردم  ،

در همه حالت باید بر مبنای قسط و عدالت و مساوات باشد .

23-   قسط موجب توسعه محبت می شود و مقسطین ( برپاکنندگان قسط و مساوات و عدالت ) از خوردن مال دیگران و کذب و دروغگویی خودداری می کنند .

24-   قسط و عدالت و انصاف  در مورد پیمانه و ترازو ( کیل و میزان ) رعایت کنید .

25-   در سخن گفتن باید  قسط و عدالت را رعایت نمود اگر چه عليه خويشاوند و به ضرر او باشد و این به پيمان خدا وفا كردن است .

26-    به مال یتیم نزدیک نباید شد تا زمانی که او به بلوغ عقلی خود برسد و این عین قسط است .

27-   اداره امور توسط خداوند بر اساس قسط است

و او مردم را نیز به برپایی قسط دعوت می کند .

28-  مسجد پایگاه برپایی قسط و با اخلاص در دین خواندن خداوند است .

29-  وعده خدا حق است و قطعاً تحقق می یابد .

30-  خداوند كسانى را كه ( با شناخت ) ايمان آورده اعمال صالح انجام دهند

 به قسط و عدالت پاداش می دهد .

31- كسانى كه كفر ورزند ( با شناخت ایمان نیاورده و اعمال صالح و بی عیب و نقص انجام ندهند ) عذابى دردناك خواهند دید و براى آنان و به خاطر كفرشان جهنم و شرایط سخت آن در پیش می باشد .

32-  برای همه جوامع ( امت ها ) رسول و فرستاده ای خواهد بود .

چون پیامبران بیایند جوامع به دو دسته تقسیم می شوند ( گروهی به طرف داری و گروهی به ضدیت ) ،

 قضاوت خداوند و پیامبرانش بر اساس قسط و عدالت و مساوات است

و کوچک ترین ظلمی ( نه در دنیا و نه در آخرت ) به کسی نمی کنند .

33-  خداوند و پیامبرانش از روی عداوت و کینه و دشمنی در مورد هیچ کس قضاوت نمی کنند و در همه حال فقط بر اساس قسط و مساوات و عدالت حکم خواهند کرد .

34-  چشیدن عذاب و شکنجه بی عدالتی و عدم برپایی قسط و مساوات ،

 آنقدر سخت است که ظالمان و ستمگران حاضر اند

تمام اموال خود را بدهند تا از آن نجات یابند .

35-  وفا کردن مردم به پيمانه و وزن و میزان و  بر اشياء مردم عيب نگذاشتن و از حق آنان نكاهيدن و در زمين فساد نكردن ، رعایت قسط و عدالت و مساوات و انصاف است .

36-   وفا کردن مردم و توزین با پیمانه تمام و وزن مستقیم و یکسان ، خیر و خوبی برای دنیا و آخرت و بهترین عاقبت است .

37-  حساب کردن اعمال و رفتار و ارزشیابی خوبی ها و بدی های هر چیز

( پیشنهادات ، موعظه ها ، نصیحت ها )

راه اقامه قسط و عدالت و مساوات است .

38-  با ترازوى درست و مستقیم ، وزن کردن ( همه چیز ) راه اقامه قسط است .

39-  احترام گذاشتن به پسر خوانده و به نام پدر صدا زدن او ، و یا برادر دینی خطاب کردن وی ، يا به عنوان دوست صداي شان زدن در نزد خداوند به قسط و عدالت و مساوات نزدیک تر است .

40-  خدا در آنچه عمداً مرتکب خطا شوید ( نه اشتباهات سهوی ) مواخذه می کند .

41-  خدا همواره آمرزنده و رحيم است . این قانون بیان کننده این امر است که در جوامع الاهی بخشش خطا ها و گناهان دیگران و مهربانی بسیار حاکم بوده و این به قسط نزدیک تر است  .

42-  دفاع از طائفه مومنان مظلوم در مقابل طائفه ظالم ،

اصلاح بین طوائف مومن ، عدالت و اقامه قسط و مساوات است .

43-  قسط موجب گسترش دوستی و محبت در بین مومنان است .

44-  توزین باید بر اساس قسط و عدالت و مساوات و  بدون خسران طرفین باشد .

45-   پیامبران با بینات ( دلایل روشن و آشکار ) ، کتاب

 راهنما و میزان ( وسیله سنجش و ارزشیابی ) آمدند

تا مردم قسط و عدالت و مساوات را اقامه کنند  .

46-   برای دفاع از قسط و عدالت و مساوات نیاز به آهن و سلاح می باشد .

47-  نصرت و پیروزی با قسط ، کتاب رهنما ، میزان و وسیله سنجش

و آهن و سلاح بدست وی آید .

48-  خدا شما را از احسان به کفار ( آنانی که با شما به جنگ برنخاسته و شما را از شهر و دیارتان 

 بیرون نکردند ) و رفتار عادلانه ( و بر اساس قسط و مساوات ) با ايشان نهى نكرده ،

 زيرا خداوند در همه حال قسط گستران و عدالت‏پیشه گان را دوست مى‏دارد .  

49-  مسلمانان راه سلامتی و رشد را در پیش گرفته

و  با قاسطون ( منحرفین از قسط و مساوات ، نابود کنندگان قسط )

 اساساً فرق دارند .

50 -  قاسطون( منحرفين از قسط ، نابودکنندگان قسط و مساوات )

هيزم ( آتش ) جهنم اند .

هر کس و یا هر نظام مدیریتی که موجب انحراف

 جوامع از قسط و مساوات گردد برپا کننده جهنم  است .

51 -  نابود ساختن جهنم موجود در جوامع

و ساختن بهشت

 یک راهکار دارد  که آن هم برپایی قسط

در  همه جوامع است .

 

+ نوشته شده در  شانزدهم خرداد 1390ساعت   توسط فریور باتمان قلیچ | 
 اگر تا به حال آیات قسط شناخته شده بود

آیا بشریت از این وضعیت فلاکت بار کنونی نجات نیافته بود ؟

۱ -  ( حديد / 25 ) : « لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ

وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ

وَ أَنْزَلْنَا الْحَديدَ فيهِ بَأْسٌ شَديدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ

وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزيزٌ » :

(( و چگونه از انفاق شانه خالى مى‏كنيد ؟ ) با اين كه ما رسولان خود را همراه با

 بینات ( دلایل روشن ) گسيل داشتيم ،

 و با ايشان كتاب و ميزان نازل كرديم

 تا مردم قسط و عدالت را اقامه کنند ،

و آهن را كه نيروى شديد در آن است و منافع بسيارى ديگر براى مردم دارد نازل كرديم ، تا با سلاحهاى آهنين از قسط و عدالت دفاع كنند ،

 و تا خدا معلوم كند چه كسى خدا و فرستادگان( رسولان ) او را نديده يارى مى‏كند ، آرى خدا خودش هم نيرومند و عزيز است )) .

۲ -     ( يونس / 47 ) : « وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ

فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ » :

 (( و ( اين بگومگوها تازگى ندارد ) براى هر امتى رسولى است

همين كه رسول شان بيامد و رسالت خود را ابلاغ نمود ، امت درباره او دو دسته شدند ،

 آن وقت خدا در  بين شان به قسط و عدالت قضاوت نمود ، و در آخرت نيز  ظلم و ستم نخواهند شد )) .

1-         ( يونس / 54 ) : « وَ لَوْ أَنَّ  لِكُلِّ نَفْسٍ ظَلَمَتْ ما فِي الْأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمَّا رَأَوُا

الْعَذابَ وَ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ » : (( همه آن انسانها كه ستم مى‏كننـد وضع شان چنين

 است كه اگر فرضا تمامى اموال موجود در زمين مال آنان  باشد ، حاضرند همه را بدهند ، و عذاب را

نچشند ، و چون عذاب را ببينند پشيمانى خود را پنهان مى‏سازند ، ولى بدانند كه آن روز در بين شان به

 قسط و عدالت داورى مى‏شود ، و ستم نخواهند شد )) .

2-       ( هود / 85 ) : « وَ يا قَوْمِ أَوْفُوا الْمِكْيالَ وَ الْميزانَ بِالْقِسْطِ

وَ لا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْياءَهُمْ  وَ لا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدينَ » :

(( و اى مردم ! پيمانه و وزن و میزان را با  قسط و عدالت رعایت ( وفا ) كنيد و بر اشياء مردم  عيب مگذاريد

 و از حق آنان نكاهيد و در زمين فساد مكنيد )) .

3-       ( إسراء / 35 ) : « وَ أَوْفُوا الْكَيْلَ إِذا كِلْتُمْ  وَزِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقيمِ ذلِكَ خَيْرٌ وَ  أَحْسَنُ تَأْويلاً » :

 (( و چون ترازودارى مى‏كنيد كيل تمام بدهيد و با وزنى مستقيم و يكسان بدهيد و بستانيد اين هم

( براى دنيايتان ) خوبست و هم در آخرت عاقبت بهترى دارد )) .

4-       ( أنبياء : 47 ) : « وَ نَضَعُ الْمَوازينَ الْقِسْطَ لِيَوْم الْقِيامَةِ

 فَلا تُظْلَمُ نَفْسٌ شَيْئاً وَ إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ  مِنْ خَرْدَلٍ أَتَيْنا بِها وَ كَفى‏ بِنا حاسِبينَ » :

(( روز رستاخيز ترازوهاى درست و ميزان ( برای سنجش قسط ) نصب كنيم و كسى به  هيچ وجه ستم

 نبيند و اگر هم وزن دانه  خردلى ( كار نيك و بد ) باشد آن را به حساب بياوريم

كه ما براى  حسابگرى كافى هستيم )) .

5-      ( شعراء : 182 ) : « وَزِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقيمِ » : (( و با ترازوى درست ، وزن كنيد )) .

6-     ( حجرات / 9 ) : « وَ إِنْ طائِفَتانِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما

 فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى ‏ فَقاتِلُوا الَّتي‏ تَبْغي‏ حَتَّى تَفي‏ءَ إِلى‏ أَمْرِ اللَّهِ

فَإِنْ فاءَتْ فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُما بِالْعَدْلِ وَ أَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ » :

 (( اگر دو طائفه از مؤمنين به جان هم افتادند بين شان اصلاح كنيد

پس اگر معلوم شد يكى از آن دو طائفه بر ديگرى ستم مى‏كند با آن طائفه كارزار كنيد تا به حكم اجبار

تسليم امر خدا شود

 و اگر به سوى خدا برگشت بين آن دو طائفه به عدل و قسط  اصلاح كنيد ( و باز هم

توصيه مى‏كنم كه ) قسط و عدالت را گسترش دهيد كه خدا قسط ‏گستران را دوست مى‏دارد )) .

8-         ( رحمن / 9 ) : « وَ أَقيمُوا الْوَزْنَ بِالْقِسْطِ وَ لا تُخْسِرُوا الْميزانَ » : (( و بايد كه وزن را با رعايت

 قسط و عدالت برقرار نموده و كم و زياد نكنيد )) .

9-    ( ممتحنة / 8 ) : « لا يَنْهاكُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذينَ لَمْ يُقاتِلُوكُمْ فِي الدِّينِ وَ لَمْ يُخْرِجُوكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ أَنْ

تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَيْهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُقْسِطينَ » : (( اين فرمان تنها مربوط به كفاري

ست كه شما را بيرون كردند و با شما جنگيدند ) و اما آنهايى كه چنين نكردند خدا شما را از

احسان به آنان و رفتار عادلانه ( و بر اساس قسط ) با ايشان نهى نكرده زيرا

 خدا قسط و عدالت‏پیشه گان را دوست مى‏دارد )) .

۱۰-     ( جن / 14 ) : « وَ أَنَّا مِنَّا الْمُسْلِمُونَ وَ مِنَّا الْقاسِطُونَ فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً

» : (( و اين كه ما نيز دو طايفه‏ايم بعضى از ما مسلمان اند و بعضى

منحرف ( قاسطون - ضد قسط )  پس هر كس سلامتی ( قسط ) را برگزیند ،

 راه رشد را درپيش گرفته است )) .

12-     ( جن / 15 ) : « وَ أَمَّا الْقاسِطُونَ فَكانُوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً » :

(( و اما قاسطون ( منحرفين از قسط ، نابودکنندگان

قسط ) هيزم ( آتش ) جهنم اند )) .

 

+ نوشته شده در  شانزدهم خرداد 1390ساعت   توسط فریور باتمان قلیچ | 

به نام پروردگارم  

که قسط یعنی عامل سعادت و نیک بختی همه جهانیان را 

 به  ما معرفی نمود .

کتاب هدایت ، مدیریت و رهبری پیامبر اکرم( ص ) اسلام و امام علی( ع ) و همه پیامبران و امامان .

 

سوالات اساسي در مورد قسط شناسی

عامل نابودی اسراف و تبذير ها و فقر و بدبختي مرد م جهان

 1-    چرا قسط شناسی مهمترین هدف برای همه مسلمانان جهان و بشریت است ؟ آیا موضوعی مهمتر از قسط  وجود دارد ؟

2-   چرا قسط شناسی عامل اساسی نابود کننده اسراف و تبذير در كار ها مي باشد ؟

3-  عامل اساسي ايجاد قسط و نابودی همه اسراف ها  و تبذيرات در جوامع چيست ؟

4-   آیا حکمت ( حکومت داری حکیمانه ، عادلانه ) راهکار ایجاد قسط در جوامع نمی باشد ؟

رابطه حکمت ، سیاست ، مدیریت و رهبری چیست ؟

5-  آيا قسط و عدل ربطي به نظام هاي مديريتي ( الاهی ، شیطانی ) دارد ؟

6-   رابطه قسط  با مغز انسان ، تفكر و تعقل و تحقيق و تفقه چيست ؟

7-  رابطه قسط با انگيزش كاركنان و بهبود مستمر كيفيت كار چيست ؟

8-  رابطه قسط با نظام مديريت مشاركت و پيشنهادگيري فراگير چیست؟ و چرا اسراف و تبذير

 در نظام قسط و برابری فراگیر به صفر كاهش مي يابد ؟

9-   رابطه قسط با نظام مديريت با كيفيت چیست ؟ چرا کیفیت در نظام قسط و برابری فراگیر 

 به سرعت بهبود یافته و به برترین سطح ( اعلی الیین ) ارتقا مي يابد ؟

10-  آيا نظام قسط و برابری فراگیر ماهيتاً ضد نظام سرمايه داري و اختلاف طبقاتی نمي

 باشد ؟

 

+ نوشته شده در  شانزدهم خرداد 1390ساعت   توسط فریور باتمان قلیچ | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
وبلاگی درباره مدیریت پیشرفته جهانی بخصوص نظام مدیریت مشارکتی

نوشته های پیشین
شهریور 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اسفند 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
آبان 1388
مرداد 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
آرشیو موضوعی
عناوین کتابها درباره نظام مدیریت مشارکتی
حکمت نماهای (پاورپینتهای) نظام مدیریت مشارکتی
100موضوع برای پایان نامه دانشگاهها و حوزه های علمی
نتایج اجرای نظام مشارکت در شرکتهای مختلف جهان
نکات مهم در اجرای موفق نظام مشارکت
پیوندها
انجمن نظام مدیریت مشارکتی
فهرست همه مطالب منشر شده در این وبلاگ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

Google

فهرست همه مطالب منشر شده در این وبلاگ

« ارسال برای دوستان »
نام شما :
ایمیل شما :
نام دوست شما:
ایمیل دوست شما:

Powered by ParsTools